العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

326

شرح كشف المراد ( فارسى )

اندازه‌اى باشد كه اگر بر مظلوم آن عوض را در مقابل آن مصيبت عرضه بدارند راضى باشد ولى دوام لازم نيست ، و همچنين واجب نيست كه عوض در دنيا باشد چون شايد مصلحت در تأخير آن باشد . و اگر كسى بگويد كه عوض حتما بايد دائم باشد زيرا كه اگر منقطع باشد از قطع آن رنج و دردى عارض شده و به عوض ديگر محتاج مىشويم و هكذا و تسلسل باطل است ما جواب مىدهيم كه : متألم شدن از قطع عوض را قبول نداريم چون شايد قطع تدريجى باشد و نعمت صاحب عوض چندان بسيار باشد كه از قطع آن متألم نشود و ثانيا از محل بحث خارج است چون گفتيم كه عوض يك رنج كه منقطع شود رنج ديگر خود عوض ديگر دارد . ( مطلب هشتم ) واجب نيست كه به مستحق بفهمانند كه نعمتى كه به او داده شده عوض فلان مصيبت او است زيرا كه مقتضاى عدل بيش از اين نيست . ( مطلب نهم ) عوض را خداوند از هر چيزى كه صلاح بداند مرحمت مىكند امّا در ثواب مراعات رغبت و ميل بندگان خوب بايد شود چنان كه بنده براى قصرها و باغها و حور العين عبادت كرده بايد در بهشت از اين قماش نعمتها به او دهند چون شهوات دنيا را براى نيل به آنها ترك نموده و اگر براى جنت الرضوان عبادت كرده بايد به آنجا راه يابد و . . . و بايد مكلف بداند كه اين ثواب عمل او است امّا در عوض دانستن لازم نيست .